حيات انسان، در گرو انديشه، دانش، ايمان و اخلاق ميباشد. فرزانگان ارزندهاي که در طول تاريخ بشریت، پا به عرصه وجود نهادهاند. وبا توجه به شرايط زمان خويش در راه نجات و تعالي انسانها به تلاش و کوشش پرداختهاند، و در ظلمتها نور افشاني کردهاند، وسبب شدند تا گروهي از مردم در پرتو هدايتهاي آنان راه رستگاري را بيابند، وگروه ديگري نيز در برابر اهداف اين شخصيتهاي بزرگ براي حکومت چند روزهي دنيا ايستادگي کردهاند، مشعلي از اخلاق را فرا روي انسانها افروختهاند، ولذا حق عظيمي را بر بشريت دارند. از اين رو اگر ياراي قدرشناسي و حقگزاري آنان باشيم، گامي کوچک در راه اداي تکليف انساني و اسلامي خود برداشتهايم، و با بازبيني تفکرات آنان باعث جاودانه شدن اين گونه تفکرات شده، وخدمتي به فرهنگ ودانش بشري، و احترامي به قلههاي رفيع ايمان و معنويت گذاشتهايم.
تفکر آزادی، از جملهي اين تفکرات است، صاحبان اين تفکر - امام حسین علیه السلام ویاران باوفایش- که ستارگان زميني بوده وهستند، از نادر مرداني ميباشند، که کلام حق را از ماذنه مصحف الهي استماع نموده، با جان دل لبيک گفتهاند، وهمراه با قافلهي (وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ)[1] بار سفر بسته و قصد عزيمت نمودند، وبه سان پروانههاي عاشق، در پي نورانيت اخلاق گام نهادهاند، تا توشهي (وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ) [2] را زاد وراحلهي خويش نمايند. اينان در اين راه بسيار سخت و پر پيچ و خم، به اندک بسنده مينمودند، تا بتوانند اين وظيفهي مهم و عظيم را که صيانت از ميراث سلف بوده است، را با ايثارگري بر دوش خويش متحمل سازند، و بر امواج اقيانوس نفس خويش فائق آيند، و بر بلنداي قلهي اخلاق پا بر نفس خويش بگذارند، ومعناي حقيقي وواقعي (فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) [3] را از کردار، رفتار و گفتار خودشان با بيداري، هوشياري وآگاهي انسانها تحقق بخشند، و بيآنکه تردامن شوند، براي غريقان وغفلت زدگان، بسان فانوسي فروزان ساحل امن را نشان باشند.
امام حسین (علیه السلام) و یاران با وفایش کوشيدند تا روشنگر راه نسلها و عصرها و مشعل هدايت در دل تودهها باشد تا (وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ)[4] را محقق سازند، و با برافراشتن پرچم (وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ) [5] ملتها را پايبند به اصول معنوي و خصائص اخلاقي نمايند، و روح ايثار، آزادي، جوانمردي، غيرت و ... را در آنان زنده نگاه دارد.
[1] (هر چند به چيزي نيازمند باشند باز مهاجران را بر خويش در آن چيز مقدم ميدارند). الحشر (59) :9. [2] (در دل خود هيچ حاجتي (وحسد و بخلي) نسبت به آنها نمي يابند). الحشر (59) :9.[3] (آنان به حقيقت رستگاران عالمند) الحشر (59) :9. [4] (و بايد از شما مسلمانان برخي خلق را به خير وصلاح دعوت کنند). آل عمران (3): 104 [5] (مردم را به نيکوکاري امر، و از بد کاري نهي کنند). آل عمران (3): 104


